بسم الله الرحمن الرحيم پيروزي نهايي حق بر باطل فقط با ظهور يار
|
حالا که بناست قانون اساسى به دسترسى ملت گذاشته شود تا هرکس هر مطلبى دارد پیشنهاد کند و بعد نمایندگان مردم ، نمایندگان منتخب از طرف خود ملت قـانـون اسـاسـى را بـررسى کنند، با همه مطالبى که قشرهاى مختلف و به اصطلاح ، حقوقدانها بررسى کنند و همه مطالب را روى هم بریزند و قانونى که نوشته شده اسـت اگـر نقص دارد، رفـع کنند نقص را و اگر اشکال دارد، اشکال را مرتفع کنند، حالا هم بهانه گیرها، آنهایى که کست خورده اند در آن مراحل ، مى خواهند در این مرحله خرابکارى کنند. بیدار باشید برادران ، دشمنان خودتان را بـشناسید، مى خواهند نگذارند قانون اساسى بر طبق آنطورى که اسلام حکم میکند تصویب شود. بـایـد حقـوقـدان هـاى غـربى نـظر بدهند؟! ما مى خواهیم قانون اسلامى بـنـویـسیم ، از غرب بیایند نظر بدهند؟! یا غربى ها بیایند نظر بدهند؟ یا غربزده ها بیایند نظر بدهند؟ حقوقدان اسلامى ما مى خواهیم و این حقوقدان ها اسلام را نمى دانند یعنى چـه ، البـتـه بعضى از آنها من وقتى که به طور کلى مى گویم ، از باب اینکه آنهائى که در قشر اسلامى هستند و مطالعات اسلامى دارند خارج هستند، من با آن غربزده ها صحبت دارم ، بـا آنـهـائى کـه تحت تاثیر غربزده ها واقع مى شوند صحبت دارم . باید قانون اسلامى ما را از غـرب بـگیریم ؟ از غربزده بگیریم ؟ باید دید کى صلاحیت دارد، چه حـقـوقـدانـى صـلاحـیـت دارد کـه در قـانون اساسى ما نظر بدهد. ما که میخواهیم جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند و قانون اساسى جمهورى اسلامى میخواهیم تدوین کنیم ، ما باید دنبال آنهائى باشیم که حقوقدان غربى هستند؟ اگر باشند روشنفکرانى که از اسلام بـى اطـلاع هـسـتند و نمى دانند اسلام چیست ، هر وقت ما خواستیم قانون اساسى جمهورى یا جمهورى دموکراتیک را تدوین کنیم شما آقایانى که حقوقدان هستید، شما آقایان روشنفکر غربى صـلاحیـت دارید که نظر بدهید لکن ما هر وقت خواستیم قانون اسلامى بنویسیم ، خـواستیم مسائل اسلام را طرح بکنیم شما صلاحیت ندارید ، شما از اسلام اطلاعى ندارید، شـمـا اسلام را مى گـوئید بـراى این زمان نیست براى اینکه اسلام را نمى دانید، براى اینکه اعتقاد ندارید که آن که قانون اسلام را آورده است ، خداست ، خداست که محیط بر همه چیزهـاست ، بـر هـمـه اعصار است ، قـرآن است کـه کتاب هـمه اعـصار است ، دستورات رسول الله است که براى همه اعصار است . شما اطلاعى نه از قرآن دارید و نه از سنت دارید و نه از اسلام و ما به شما اجازه نمى دهیم که دخالت در معقولات کنید، بله در بعض مـسـائل ادارى ، در بعضى مسائل اجرایى شما هم حق نظر دارید لکن عمده این است که شما نمیخواهید یـک قانون اساسى اسلامى باشد. شماها از اسلام وحشت دارید، حق هم دارید بـراى اینکه اسـلام در استفاده هاى شما را بست ، اسلام دوستان شما را از ایران بیرون کـرد، اسلام ، جنایتکارها که رفقاى بعضى از شما بودند به درک فرستاد. شما وحشت داریـد از اسلام و حـق دارید وحشت داشته باشید ولى ملت اسلام ، ملت ایران نمى تواند تابع هواى نفس شما باشد، نمى تواند قرآن را کنار بگذارد و قانون اساسى غربى را قبول کـنـد، بـه شما اجازه نمیدهـد کـه در امرى کـه بـى اطـلاع هـستید و جاهل هـستید دخالت کنید. شـمـا اطـلاعـاتـتـان در حـدود مـسـائل غـربـى اسـت ، قـوانـیـن غرب را مى دانید، شما تاکنون قرآن را مطالعه نکرده اید. عرض مى کنم که ، من به همه اقشار نمى گویم ، در بین اینها اشخاص اسلامى ، اشخاص مـطـالعه دار هست ، من آنها را مى گویم که مى گویند اسلام دیگر فایده ندارد، من آنهایى را مـى گـویـم کـه میگویـند اسلام مال 14 قرن پیش است . ما به اشخاصى که اطلاع ندارند از قوانین اسلام ، اطلاع ندارند از روح اسلام ، نمى دانند که اگر اسلام تحقق پیدا بکند چه خواهد شد، ما به آنها اجازه نمى دهیم که دخالت در این امور بکنند، بله ، حق راى دارنـد، راى بـدهند که اسلام نه ، چنانچه دادند. مختارند که راى بدهند لکن نگویند که ما مجلس مؤ سسان کوچک را نمى خواهیم ، یک مجلس مؤ سسان 500 !!! 600 نفرى مى خواهیم ، بـهـانـه نـگیرند. مگر مجلس مؤ سسان چیست ؟ جز این است که اشخاصى که مردم آنها را انـتـخـاب مـى کنند، باید بنشینند و قانون را ملاحظه کنند ؟ باید حتما 600 !!! 700 نفر بـاشـنـد تـا نـوبـت بـه شـمـا هـم برسد؟! اگر تمام ملت پنجاه نفر را تعیین کنند، اینها وکیل ملت نیستند؟ این مجلس ، مجلس مؤسسان نیست ؟ ما بعد از اینکه بررسى شد در قانون اساسى به نظر خبرگان اسلامى رسید، به نظر روحانى اسلامى رسید، به نظر علماء مـتـعهد رسید به نظر نمایندگان مردم رسید، باز هم در افکار عمومى مى گذاریم ، میزان است . مـجـلس مـؤ سسان اگر اعتبار دارد براى این است که مجلس مبعوث از ملت است . خود ملت حق ندارد راى بدهد لکن وکیل ملت حق دارد؟ این چه غلطى است ؟ خود من حق ندارم تصرف بکنم در مـالم ، وکـیـل مـن حـق دارد؟ خـود شـمـا حـق نـداریـد راى بـدهیـد، وکیـل شـمـا حـق دارد؟! وکلا بـراى این حق دارنـد کـه وکیل شما هستند و الا چه حقى دارند. یک نفر چه حقى دارد براى 35 میلیون جمعیت راى بدهد؟ پنجاه نفر ششصد نفر چه حقى دارد براى یک ملت 35 میلیونى راى بدهد؟ این حق بـراى این است که شما مى خواهید راى بدهید، راى شماست ، میزان ، راى ملت است . ملت یـک وقـت خـودش راى مـى دهـد، ایـن اساس یک وقت یک عده اى را تعیین مى کند که آنها راى بـدهـنـد، آن در مـرتـبـه دوم صـحـیـح اسـت و الا مـرتـبـه اول ، حق مال خود ملت است . شما خون دادید، حقوقدانان براى شما تکلیف معین کنند؟ خودتان باید تکلیف معین کنید. شمائید، همین ملت ، همین مردم محروم دانشگاه ، جوان هاى محروم دانشگاه ، همین جوان هاى محروم مدرسه فیضیه ، همین جوان هاى محروم در ارتش ، همین جوان هاى محروم در بازار، همین جوان هاى محروم در کارخانه ها و در کشاورزى ، اینها باید راى بـدهند. بهانه ها را کنار بگذارید، از خدا بترسید، با ملت شوخى نکنید، راءى مردم را هیچ حساب نکنید، مردم را به حساب بیاورید.
بخشی از سخنرانی حضرت امام در جمع اقشار مردم. صحیفه نور / جلد هفت / صفحه 13 برچسبها: میزان رای ملت است سخنان حضرت امام در مورد انتخابات امام خمینی و انتخابات [ چهار شنبه 3 اسفند 1390
] [ 19:1 ] [ علی امیری ]
[ |
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |